نفس زندگی طراوت عشق

لحظه لحظه تندی نفس هایم افزون میشود. جان دارم و تن جان میشود.نفسم،نفس نفس شده. کمی مکث و دست بر زانو و سر به پایین شده ام،تا نفس نفسم آرام شود و نفس شود...سر به بالا می آورم.لبخند شیرینت به من می گوید:بیا.!بیابرویم.زمین و زمان برای من و توست...

/ 0 نظر / 184 بازدید